گلوله ی توپ 106 بلند تر از قد او بود.

گفتم: " چه جوری اومدی این جا!؟ "

گفت: " با التماس! "

گفتم: " چه جوری گلوله ی توپ رو بلند می کنی، می آوری؟"

گفت: " با التماس!"

گفتم: " میدونی آدم چه جوری شهید می شه؟"

گفت: " با التماس . . . " و رفت.

چند قدم برگشت، گفت: " اگر شهید شدم، شما دست از راه ما برندارین. "

وقتی آخرین تکه های بدنش رو تو پلاستیک ریختم، فهمیدم چه قدر التماس کرده بود برای شهادت . . .





موضوع :
شهدا ,